-
ای پدر روحت قرین رحمت پروردگار
سهشنبه 22 اسفند 1402 18:07
ای پدر ، روحت قرین رحمت پروردگار گرچه رفتی ، من یقین دارم که جان داری شما در جهان دیگری ، چشمت بسوی این جهان سینه ای عاشق و قلبی مهربان داری شما خاطراتِ چشمهایت خیره میگردد به من عالمی غم در میان چشم جان داری شما در نگاهت من تماشا میکنم دلواپسی خواهش آرامشم در دیدگان داری شما خفته ای در سینه ی گورت ولی تردید نیست با...
-
من معلم بوده ام یک روزگار
سهشنبه 22 اسفند 1402 18:05
من معلّم بوده ام یک روزگار زیر مسئولیّت سنگین کار درد وجدان در تمام لحظه ها همسرم هم مثل من آموزگار او تمام کوشش اش آمادگی من نبودم مثل ایشان پای کار فکر من میگفت ، فرزندان ما بی سلاح عشق هریک یک شکار از مهارتهای خوب زندگی گفتگو کردن ، تخیّل ، کردگار صبر و خلّاقیّت و عفو و گذشت زندگی کردن ، طبیعت،کارو بار عذرخواهی ،...
-
شب برایم مثل دریای غمی جانکاه بود
سهشنبه 22 اسفند 1402 18:03
شب برایم مثل دریای غمی جانکاه بود آسمان غرق ستاره ،ماه قُرصِ ماه بود هر صدایِ قیژِ جاده ،شِکوه وُ دادِ موتور مثل آهِ عاشقِ درمانده ای در راه بود من ، شب و جاده وَ از آغازِ روزِ قبل راه خستگی در جانِ من بیمارو زارش آه بود بارِ سنگین امانت ؛ خشمِ غول آهنین همدمم در نیمه های شب دلی پرآه بود دست خالی بودو دل پر بود از نور...
-
حضرت عشق تاج سر روزگار
سهشنبه 22 اسفند 1402 18:01
حضرت عشق، تاج سر روزگار جوهر هستی نظر کردگار خانه ی امن همه ی عالمی آمده ام تا که شوم ماندگار ایمنی لانه مرغان توئی حفظ کنی از غضب روزگار ابر ببارد اگر از قلب خود از تو ببارد گوهر شاهوار بانگ خروسِ دمِ وقتِ سحر حسّ تو را عشق ، دهد انتشار خط شکنان وقتِ دفاع از وطن با تو زدند تن به دلِ کارزار کشتی طوفان زده ی از بلا از...
-
غرق در افکار خود در بیکران
سهشنبه 22 اسفند 1402 17:58
غرق در افکار خود در بیکران دلخورم از حال و روزِ حاکمان رفته اند دنبال ثروت مانده ام غرقِ تردید و حواشی های آن دل سپردم دست نااهلان ولی، شد خیانت پاسخم از سویشان داده بودند وعده ی خدمت به خلق کرده بودم باور آن را دوستان با صداقت اهلِ باور بوده ام شد ندامت حاصل تعریفشان عدّه ای هم پاک و خوب و سالمند نیست حرفم رو به...
-
مرهم تو وفا فلسطین جان
شنبه 13 آبان 1402 13:41
ناصبی های زشت و بی ایمان با دو چهره نشسته در میدان بوده آنها رفیق اسرائیل دستشان رو شده در این طوفان مرهم تو وفا فلسطین جان قبله ی اوّل مسلمانان قدرتت بوده خون فرزندان ناامیدی به جبهه ی دشمن داده جان از برای تو خوبان میشوی تو رها فلسطین جان زخم خونین پیکرت سنگین ضجّه های شهادتت خونین یک نگاهی بکن به یارانت، تک تک...
-
بیهوده نگفتند تو سالار تمامی
شنبه 13 آبان 1402 13:37
بیهوده نگفتند تو سالار تمامی خورشید وشی آخر انوار تمامی با مردم خود یارو رفیقی تو ، عزیزی از هر نظر انسان و به پندار تمامی در قلب زمانت متکثّر شده ای عشق از مردم و با مردم و یک یار تمامی ایران تو تجریش نه خاک همه ایران از بهر وطن قدرت افکار تمامی
-
سربلند کرده از دل تاریخ
شنبه 13 آبان 1402 13:35
سربلند کرده از دل تاریخ نام ایران ما غرورانگیز هرچه مخفی نموده نامش را یا خیانت نموده چون چنگیز دیده اند عاقبت ز خود اکنون در خطر روز و شب شرر انگیز خاک آن گنج خود به بالا داد شد از او در زمانه رستاخیز گفتگوهای عالم از ایران دشمنان گشته از وجودش هیز عدّه ای این میان خیانتکار خودفروش از حقارت و ناچیز گرچه مومن نمونه در...
-
باشد هرکس را خیالی در سر و رازی به دل
شنبه 13 آبان 1402 13:32
باشد هرکس را خیالی در سر و رازی به دل میخورد تنها شرابی را که دارد ساغرش این جهان باشد تئاتر و کار ما بازیگری ، هرکسی نقشی کند بازی که دارد باورش .
-
بدست عقده های خود گرفتار
شنبه 13 آبان 1402 13:30
بدست عقده های خود گرفتار ز تخت واقعیّت سرنگون بود چو مبصر در کلاس درس مکتب گزارشگر و خودخواهی زبون بود سخن میگفت از آزادمردی در استبداد بحری نیلگون بود فضای نت و سرقت از مطالب برای عدّه ای چون ذوالفنون بود در هر آشی نخود میشد نپخته تصوّرهای خود را رخنمون بود نه اسمی بود او را وَ نه آدرس ، اکانتی فیک حقّی واژگون بود .
-
صهیونیست و فتنه انگیزی یکیست
شنبه 13 آبان 1402 13:28
صهیونیست و فتنه انگیزی یکیست فتنه انگیزی مرام صهیونیست جستجو گردد اگر روشن شود از یهود صهیونیست خونخوارگیست در تمام خاک عالم صهیونیست تفرقه میکارد و کشت بدیست بوده اینها از نژاد قاتلان کرده یوسف را بچاهی سر به نیست گفته با یعقوب گرگش خورده است خون پیراهن گواه روشنیست میشود تکرار تاریخ جهان کشته کودک گفته کار دیگریست...
-
پوشیده گروهی و گروهی پرنند
شنبه 13 آبان 1402 13:25
پوشیده گروهی و گروهی پورنند یک عدّه رعایت و گروهی جُرمند یک دسته چو آتشند سوزاننده مظلوم گروهی و گروهی ظلمند دزدان جهانیند با خونخواران یکعدّه که لاشحور و به آنان جفتند از کینه پرند غاصبان ، مغرورند کودک کش قاتلند و همچون گرگند یک عدّه عدالت مجسّم هستند یک عدّه موحّد و گروهی کفرند تجزیّه طلبهای اجیر هم هستند با پول...
-
کفران نعمت میکنند این سلبریتی ها
شنبه 13 آبان 1402 13:22
کفران نعمت میکنند این سلبریتی ها از مردم خود دور هستند این زپرتی ها از یادشان رفت ابتدای کارشان ، امّا تاریخ ثبتش میکند رفتار قرتی ها .
-
کرده یوسف را بچاهی سر به نیست
شنبه 13 آبان 1402 13:19
کرده یوسف را بچاهی سر به نیست هست یعقوب از فِراقش گشته نیست چشم او در راه کنعان شد سفید راه اسلاف است راه صهیونیست .
-
درد امروز وطن از جنس درد دیگریست
یکشنبه 23 مهر 1402 13:50
-
ای عشق بیا مرا به خود مفتون کن
یکشنبه 23 مهر 1402 13:45
-
مثل مستاجر طلبکارید
شنبه 1 مهر 1402 09:28
مثل مستاجر طلبکارید ، چشمتان بسته یا که بیدارید؟ باقی است فرصتی که برگردید به همه ، مرد و زن بدهکارید .
-
همسفر عمرت دراز و خیر پیش
شنبه 1 مهر 1402 09:23
همسفر عمرت دراز و خیر پیش شادمان باشی و بدخواهت پریش خالق عالم بود یاور تو را کارگر بر تو نگردد هیچ نیش ضربه از بیگانگان دور از تو باد ضربه ها را میخورد هرکس ز خویش دیده از ماهواره اخبار جهان بوده در بام تو میزان حال دیش کن توجّه بر همه اطرافیان کیش شخصیّت کند دل ریش ریش در سرازیری و سربالای راه بوده نیروی تو از...
-
نمیدانی چه ها دیدم من از خون درخت تاک
شنبه 1 مهر 1402 09:20
نمیدانی چه ها دیدم من از خون درخت تاک هرآنکس خورده یک جرعه از آن را رفته تا افلاک بیا بنشین کنار من که شاید پا دهد روزی ، تو هم نوشیده از آن تا شود دنیا و دینت پاک .
-
رفتید و ما همه از بس که دزدی است
شنبه 1 مهر 1402 09:17
رفتید و ما همه از بس که دزدی است شرمنده گشته ز خونهای پاکتان بهتر که رفته ندیدید این زمان بهتر ندیده ریا را ز حاکمان کشتی و چاه و دکل خورده میشود ملّت نششته تماشای ناکسان آری شهید که هستی نظاره گر ملّت گرسنه و سیرند حاکمان این است قصّه ی جانهای سربزیر دزدان سواره و مردم اسیرشان .
-
صبر کردم خیر آن را دیده ام
شنبه 1 مهر 1402 09:14
صبر کردم خیر آن را دیده ام خیر بسیاری ز باغش چیده ام حمله میشد سوی من از دشمنان من تحمّل کرده رنج و دردشان ظلم بسیاری بمن میشد مدام زشتی و پستی در حقّ من تمام جسم و جانم آبدیده من قوی گشته چون فولاد از ظلم و بدی تفریحم کار و تلاشم بوده است از همین رو خاطرم آسوده است داد فرزندان چون گل خالقم قدرشان دانسته زیرا عاقلم...
-
این سخن نسخه بهر بیداد است
شنبه 1 مهر 1402 09:10
این سخن نسخه بهر بیداد است نقل قولی ز علم استاد است مدّعی پرشمار و پر تعداد هرکسی یک روش ز بنیاد است حاکم پهنه ها کنون باند است کرسی بحثشان پر ایراد است گفتگو تابلوی خردمندی کم سخن چون نماد فریاد است هرکه در چنته اش نباشد هیچ حرف ساده چو داد و بیداد است باید از جنبشان گذشت آرام باخرد قلب زندگی شاد است آخرین جمله از من...
-
فرزند قلل و کوه و کوهستانم
شنبه 1 مهر 1402 09:07
فرزند قلل و کوه و کوهستانم مفتون جمال و جلوه ی گیلانم شدپیشه ام عاشقی، چو شمعی روشن در معرکه ی باد خوش و رقصانم دائم و مرتّباً در آمد شدنم چون مارکوپولو به گردش دورانم من چشمه ام و مقصد من دریاهاست آرام بسوی مقصدم میرانم از صخره و قلّه های کوهستانی سرسخت شدم ،مقاومت در جانم گیلان که بهشتِ من وَ عشقم آنجاست از دیدنِ...
-
سالها من ره میخانه به پنهان رفتم
شنبه 1 مهر 1402 09:02
سالها من ره میخانه به پنهان رفتم رو به آزادی خود از دل زندان رفتم بوده ای در سفر دور و درازم با من در ره عشق تو من با دل و با جان رفتم یک نگه بر من شوریده بیفکن ای عشق با خیال تو به بیغوله ی رندان رفتم هرکجا رفته ام و پرت شدم باکی نیست که چرا خسته و ناپخته ، پریشان رفتم
-
چون تو بسیار آمدند و بد بمردم کرده اند
شنبه 1 مهر 1402 08:58
چون تو بسیار آمدند و بد بمردم کرده اند با خیانت خورده اند حقّ همه از مرد و زن شاعر یک لا قبا را تو نترسان از خودت شاعران در آستین دارند هزاران فوت و فن فرق من با تو زیاد است از زمین تا آسمان تو رئیس و من مخالف با تو از عهد کهن ادّعاهای تو چون لاف و گزاف بیخود است ساز خودخواهی خود را روی سِن تنها بزن چون تو بسیار آمده...
-
رنجیده ترین ابر غم انگیز خزانم
شنبه 1 مهر 1402 08:43
رنجیده ترین ابر غم انگیز خزانم میبارم و از کف شده است تاب و توانم از فکر و خیال تو و درد تو بسوزم روزم چو شب و شب شده زندان جهانم من با تو عجینم تو نباشی به تن خود پیراهن شادی و خوشی را بدرانم سخت است که عشقم بزند ضجّه ز دردش، من دیده و نالیده و حلّش نتوانم محبوب من عالم شده از درد تو تاریک از مرگ خودم راضی و در شور و...
-
تارانده تمام مردم سالم را
شنبه 1 مهر 1402 08:40
تارانده تمام مردم سالم را آورده نژاد کودن و ظالم را بستند دو دست غیر خود را با ظلم در بند کشیده مردم خادم را دنیا شده روبرویشان ناراحت بردند به زیر پایشان مسلم را کردند هرآنچه را که میشد درگیر تحقیر نموده مردم عالِم را وقتی که شد هر مَفرّ آنها مسدود شل کرده سپس یکی یکی آیتم را .
-
خنده دارد کار دنیا خنده دارد حال ما
شنبه 1 مهر 1402 08:35
خنده دارد حال دنیا خنده دارد کار ما از گروهی مدّعی گشته قُرق بازار ما رفته اند الماس ها در حبس سنگین مانده اند، عدّه ای خرمهره در صف از بر دیدار ما میزند تردید آتش بر یقین مردمان باشد افسوس و خجالت حاصل کردار ما گفته شد صبر است درمان از برای مشکلات صبرمان پایان گرفت و سوخت برگ و بارمان بازهم در ناامیدی دارم امیدی دگر...
-
طفل دانا را کجا پرورده نادان مادری
شنبه 1 مهر 1402 08:33
طفل دانا را کجا پرورده نادان مادری خیر و خوبی باشد از هر مادر نادان بری مرد و زن چون خانواده گشته با خوبی و مهر می دهد خالق به آنها کودکان بهتری.
-
هر روز می آید نوید از روز آسانی
شنبه 1 مهر 1402 08:30
هر روز می آید نوید از روز آسانی هرگز نیامد راحتی ، الّا پریشانی وقتی نباشد حقّ پرسش ، آخر قصّه مستاجر است موجر و صاحبخانه زندانی .