-
یک سخن میگویم از پیغمبران
جمعه 8 اسفند 1404 13:30
یک سخن میگویم از پیغمبران تا عمل کرده به آن نیک اختران چون بگوئی از گناه دیگری مثل آن باشد که خود کردی همان .
-
حاصل وحدت و ملّت شده رُند
جمعه 8 اسفند 1404 13:28
حاصل وحدت و ملّت شده رُند آخرین پیچ تخاصم شده تند از خردمندی مولای وطن تیزی خنجر دشمن شده کُند .
-
جعل و تزویر و ریا دشمن ایمان شده است
جمعه 8 اسفند 1404 13:25
جعل و تزویر و ریا دشمن ایمان شده است چشم بینای خرد ابر بهاران شده است راستی گشته پریشان و دروغ حاکم شهر هر خسی مدّعی ریشه و عنوان شده است .
-
باشد این پند بزرگ روزگار
جمعه 8 اسفند 1404 13:22
باشد این پند بزرگ روزگار در زمین دیگران خاری نکار میشود روزی گذرگاه خودت میکند کار تو را خار تو زار .
-
تجربه خیزش درمانده ها
جمعه 8 اسفند 1404 13:19
تجربه ی خیزش درمانده ها تا خبر حرکت جامانده ها خواب مقامات بظاهر بزرگ تا هنر زندگی زنده ها رنجش زائیدن بی اختیار سایه سنگین پدرخوانده ها پرسه تنهائی شبهای سرد سعی و تکاپوی همه رانده ها رنج غریبی به میان وطن کافری بی سبب بنده ها گردنه های دل کوه بلند رد شدن با هدف از کُنده ها دست دعا تا که شود معجزه گریه فراری شده از...
-
گشته استقلال ایران خار چشم دشمنان
جمعه 8 اسفند 1404 13:14
گشته استقلال ایران خار چشم دشمنان قدرتش را داده ملَتها به یکدیگر نشان مردم آزاده ی دنیا تفاخر میکنند بر اصولی که بود سیلی به گوش ظالمان .
-
چون که بد میگوئی از خوبان شما
جمعه 8 اسفند 1404 13:11
چون که بد میگوئی از خوبان شما بد برای خویش می داری روا انعکاس حرف تو رویش به توست نیک گفتی میرسد نیکی تو را .
-
بوده ای مانند دریا پرثمر
جمعه 8 اسفند 1404 13:09
بوده ای مانند دریا پر ثمر چتر امنیت ، تراز خیر و شر رفتنت شد عامل ویرانیم چون تو گیتی کی بزاید ای پدر ؟
-
آرزو دارم که در صحن دلم
جمعه 8 اسفند 1404 13:07
آرزو دارم که در صحن دلم حق بتابد همچو فجر صبحدم در حساب خوب و بدهای خودم میخورم افسوس عمر رفته ام .
-
رفتنت شد رنج و دردی مستمر
جمعه 8 اسفند 1404 13:06
رفتنت شد رنج و دردی مستمر خاک عالم رفته است ما را به سر جای خالی تو می آید به چشم چشم ما باشد براهت ای پدر .
-
هژمون شیطان شد از ایران فنا
جمعه 8 اسفند 1404 13:04
هژمون شیطان شد از ایران فنا پای موجودیتش رفته هوا مردم دنیا تماشا میکنند ظالمان را در مسیر قهقرا .
-
زنان در عالم ما بینظیرند
جمعه 8 اسفند 1404 13:02
زنان در عالم ما بینظیرند برای جامعه خیری کثیرند گرفتار محبِت بوده بسیار به جمع خانواده دلپذیرند گل گلزار هستی ، باطراوت رفیق و یار همسر مثل شیرند نیاید روز خشم و قهر آنان نصیحت از خدا را هم نگیرند جهنم کرده از خود زندگی را میان جنگل عالم کویرند زنان یعنی بلای آسمانی خوشا آنان که در دامش اسیرند .
-
عمر هرکس عاقبت روزی تمام است گر بخواهد یا نخواهد
جمعه 8 اسفند 1404 12:58
عمر هرکس عاقبت روزی تمام است گر بخواهد یا نخواهد گردش روز و شب انسان را پیام است گر بخواهد یا نخواهد میرود کشتی بسوی ساحل امنیت از باد موافق میوه ی عمر بشر در ننگ و نام است گر بخواهد یا نخواهد تا نباشد حرکت از مقصد سخن گفتن خیال است و توهم شاه کلید حل مشکل در قیام است گر بخواهد یا نخواهد راه خوشبختی به بازوی توانا...
-
پدرم تاج سرم رفت ولی راهش هست
جمعه 8 اسفند 1404 12:39
پدرم ،تاجِ سرم رفت ولی راهش هست راه او باقی و نور نگه ماهش هست داد از هستیِ خود ، هست شدم من از او نگرانم، روشم شیوه ی دلخواهش هست؟ همه ی سعی و تلاشم که بود شاد از من کوهِ بخشایشِ حق در کنف کاهش هست أرزویم که دعائی بکند از سرلطف استجابت ز خدا نیز بهمراهش هست.
-
تاریخ حکایت میکند از عزم والای سلحشوران
جمعه 8 اسفند 1404 12:36
تاریخ حکایت میکند از عزم والای سلحشوران در جنگ خونین روبروی غاصبان کشور ایران چون کوروش افسانه ای مانند نادر یا که شاه عبّاس، در عصر حاضر مثل حاج قاسم و حاجی زاده و یاران .
-
عدالت سینه ی خود را دریده
جمعه 8 اسفند 1404 12:33
عدالت سینه ی خود را دریده حقیقت از جوامع پرکشیده بشر درگیر تصویر سراب است چنین وضعی جهان هرگز ندیده .
-
کار ترامپ بلعیدن اموال دنیاست
چهارشنبه 1 بهمن 1404 20:21
کار ترامپ بلعیدن اموال دنیاست تهدید کشورها و چاپیدن از آنهاست دنیا اسیر پنجه های زور و تزویر هر حرکتش یک گام دیگر از بدی هاست قانون برایش بوده ابزار چپاول در سرقت از اموال کشورها تواناست شورای امنیّت ندارد اعتباری کارش سکوت و ظلم ظالم را تماشاست دنیا تماشا میکند دیوانه بازی پاسخ برای او دفاع بی مهاباست ایران حریفش شد...
-
اکنون که از غوغا به آرامش رسیدم
جمعه 30 آبان 1404 23:26
اکنون که از غوغا به آرامش رسیدم با دست خود از شاخسارش میوه چیدم بعد از تصادف در اوان زندگانی از چشم آموزش چنان اشکی چکیدم با نیزه ی جهل و تحجّر زخمیم کرد آنی که مانند برادر پروریدم در کارزار زندگی با جسم زخمی در پشت غول آهنین مَاوا گزیدم در زیر و روها ، در تنش های زمانه جور فلک با دست یاران را کشیدم در کُنج سلّول قفس...
-
خرد انباشت دانش نیست بلکه تبدیل آن است
چهارشنبه 21 آبان 1404 12:52
جغرافیایی با ارتباط انسانی وجود دارد که خود را نه در کیلومترها یا لحظات ، بلکه در باستان شناسی آرام رنج ها ترسیم می کند وقتی در پهنه ی عالم قدم می زنیم موزه هایی را زیر پوست خود حمل می کنیم که گالری غم های ماست ، نمایشگاه هایی از زخم های قدیمی که هرگز کاملاً بسته نمی شوند اگرچه از آب و هوا و کار و از برنامهها و...
-
آبِ سربالا چو شد پای پلنگ
شنبه 26 مهر 1404 22:49
آبِ سربالا چو شد پای پلنگ ، می کُشد او را به شلّیکی تفنگ چون شود ماهی به دریاها امیر از خجالت میشود مجنون نهنگ مرد رند وقتی شکارش را نزد می نشیند در کمین با قلوه سنگ یا شود قدرت طلب خانه نشین میکند آزادگان را پای لنگ چون رود بیعرضه ای در جلد شیر خورده او را هر شغالی بیدرنگ با غرض کاخ هنر ویران شود منطق غالب شود حرف...
-
صبح است و شروع روز و پرواز
یکشنبه 20 مهر 1404 17:22
صبح است و شروع روز و پرواز هستی زده ساز تازه ای باز روشن شده دیدگان خورشید موسیقی لحظه ها شد آغاز . .
-
رنجیده تر از تشنگی سخت کویرم
یکشنبه 20 مهر 1404 17:20
رنجیده تر از تشنگی سخت کویرم درماندگی نیمه شب مطرب پیرم نه قدرت رفتن نه توانی که بمانم تا یکقدمی هم نرسد داد و نفیرم درگیر گرفتاری از کرده ی خویشم تاوان مکافات عمل کرده اسیرم عمرم به هدر رفته از این چشم براهی تا لحظه ی آخر غم و اندوه کثیرم من هستم و دلواپسی یک سر و دائم نه شادی و نه درد و نه بالا ونه زیرم تسلیم قضا و...
-
آز و خشمی که بود سیطره اش پهنه ی جان
یکشنبه 20 مهر 1404 17:16
آز و خشمی که بود سیطره اش پهنه ی جان چون دو پتیاره که حاکم شده بر روح و روان گیتی و هرچه در آن را به اسارت بکشند حدّ و مرزی نشناسد ستم بیحدشان آری از حرص و طمع عالمیان در خطرند از زمین ، آب و هوا خاک و گیاه هرچه در آن به ستوه آمده انسانیت از این دو نجس جانورها و گیاهان همه در چنبرشان . .
-
این هفت سفینه در سخن همرنگند
یکشنبه 20 مهر 1404 17:00
هفت بخش اصلی مثنوی هفت اورنگ اثر نورالدّین عبدالرحمن جامی عارف و شاعر بزرگ سده نهم هجری به ترتیب زیر هستند : سلسلة الذّهب سلامان و ابسال تحفة الابرار سبحة الاحرار یوسف زلیخا لیلی و مجنون خردنامه اسکندری این هفت مثنوی هفت اورنگ ( هفت تخت ) را تشکیل میدهند که از مهمترین آثار عرفانی و اخلاقی در ادبیّات فارسی به شمار می...
-
عاشقی را به خیال شب میخانه کشاندم
یکشنبه 20 مهر 1404 16:41
عاشقی را به خیال شب میخانه کشاندم وَ قلم را به صحاریّ جنون تو دواندم وَ بیان کرده ام از مشکل خود ناله ی تلخی غم خود را به دل معرکه ی عشق تو راندم شده روشن دلم از خاطره های خوش رفته همه ی فکر خطا را که گمان کرده پراندم شده انسان دگر با خرد و نور امیدش به در خانه ی حق سینه ی دیوانه رساندم که خدایا بده از لطف خودت نعمت...
-
از گذشته گذر کنی خوب است
یکشنبه 20 مهر 1404 16:36
از گذشته گذر کنی خوب است با تواضع نظر کنی خوب است در مقام دفاع از آزادی ، چتر قانون به سر کنی خوب است .
-
همدم نازنینم ای یارم
یکشنبه 20 مهر 1404 16:33
همدم نازنینم ای یارم شادمانم تو را به بر دارم چون نباشی تو در کنارم من از زمین و زمان طلبکارم . .
-
ای ساحل امن خانه ی من
یکشنبه 20 مهر 1404 16:31
ای ساحل امن خانه ی من آرامش بیکرانه ی من چشمان و نگاه دلفریبت در پرسه زدن بهانه ی من .
-
سخن ها باشد از انسانیت امّا دروغ است آن
یکشنبه 20 مهر 1404 16:28
سخن ها باشد از انسانیت امّا دروغ است آن چون اشرار جهان کرده زمین را شام گورستان خردمندان کنون در انزوا مطرود و خاموشند ستمکاران زنان و کودکان را می کشند آسان . .
-
در دفاع غوغای نابی اتّفاق افتاده است
یکشنبه 20 مهر 1404 16:27
در دفاع غوغای نابی اتّفاق افتاده است پرده از جاسوسی روی نقاب افتاده است با سقوط گنبد از شلّیک موشک های ما سایه ای از امنیت بر روی باغ افتاده است . .