-
کرونا
شنبه 10 اسفند 1398 16:35
خنده بر ریش همه خلق خدا زد کرونا محکی بر خرد و دانش ما زد کرونا ذرّه ای که نشود دیده چنین غوغا کرد آمد از چین و بفرمان سیا زد ، کرونا مدّعی بوده که ما آخر عقلیم و خرد پنبه ی خواب خوش شاه و گدا زد ، کرونا خودمان از خودمان خورده گلی تاریخی زیر توپ من و تو رو به هوا زد کرونا جای دینداری و همراهی و همدردی ها خنجری پشت...
-
وضع عالم
دوشنبه 30 دی 1398 02:04
گریه دارد وضع عالم ، گریه دارد روزگار کرده شیطان بزرگ غارت جهان را با قمار ذیل پوششهای پوشالین قدرت با دروغ عدّه ای از خودفروشان گشته او را یار غار کرده ترویج خشونت زیر ماسک حیله ها با بلوف ترسیده از او رهبران بی بخار مثل گاوی شیرده میخواند او اطرافیان حرفه اش باشد چپاول از یمین و از یسار میکند سرکیسه هرکس را که گوید...
-
مردان بزرگ
یکشنبه 22 دی 1398 10:57
مردان بزرگ آفتابندهستند که تا بما بتابندمانند چراغ راهِ تاریکروشنگر و خوب و بی نقابنددر سینه شقایقی نهفتهدر شهر چو شعر بکر و نابندباران بهاریندو رویشسرسبزی کوچه های باغندبخشنده، سخی و باکرامتزاینده چو چشمه های آبندآرام چو خواب راحت شهردلسوخته آند ، چون گلابنددستان بلند مهر و ایثار مفهوم شریف یک کتابند.
-
فیروزکوه
پنجشنبه 23 آبان 1398 10:44
از ارتفاع گدوک و قشنگی زَرمان به دلربائیِ خود شهره ای چو مهرویان صدایِ بادِ تو در انحنای کوهستان به تک نوازیِ خود بست دستِ چوپانان درونِ کوچه ی تاریخ بلبلان تو مست زده به لشکرِ تورنه و بسته او را دست میانِ قلعه ی کافر شد از تو غوغاها به پایِ تپّه ی اِشکارو تنگِ سراِنزا تـو سـرزمینِ گُلی ، هر کرانه ات بستان شد از تو...
-
مردم
پنجشنبه 25 مهر 1398 19:54
در روی زمین فراز و پستی مردم مفهوم جهان و قطب هستی مردم هر جلوه که از خدا بگویم مردم معیار و اصول حق پرستی مردم #انجمن_ادبی_کوتوال @ahmadyazdany
-
ریش بی ریشه
پنجشنبه 25 مهر 1398 15:42
در دهِ دوری که حرف حق زدن جانبازی است صحنه در دست گروهی راضی ناراضی است آنکه روزی در غم ایمان مردم بوده است از برای نفع خود در کار کافرسازی است چون که نان را در تنور قهر مردم می پزد انعکاس سعی او مانند حزب نازی است کرده کاری را که شیطانمانده در انجام آن عاقلان فهمیده اند استاد صحنه سازی است دهکده گر چند روزی میشود...
-
بند بلا
یکشنبه 17 شهریور 1398 21:00
بوده ام من چون خسی بی ادّعا سال ها بند بلا را مبتلا تونجاتم داده ای از بندخویش رستم وآنگه شدم دربندخویش آب و جاروی وجود از آن توست بود زندان مال تو این جان ز توست ما و من ها قیل و قال دیگریست بهر ابوابی زباب دیگریست توتمامی بزرگی را سزا بودن من ها و ما ها از شما گوشه ی چشمی به رندانت فکن دستگیری کن به زندانت فکن
-
منزلم
یکشنبه 17 شهریور 1398 20:55
-
غم زمانه
یکشنبه 17 شهریور 1398 20:47
-
مور ره حضرت سلیمانم
یکشنبه 17 شهریور 1398 20:24
قانون شده گنج و در پیِ آنم بر رابطه مثل سنگ و شیطانم چون تابع منطق و خِرَد هستم بیچاره و پاره است دامانم از این نظر از نگاه بدبینان گنگ است مرا خرد و برهانم سهل است زبان شعرو اوراقم بی مایه و کودنم و نادانم تدبیر ندارم و فقیر از آن لرزان همه ی ستون و ارکانم مانند گروه سفلگان هر روز در بند لباس و کارم و نانم مدّاح گروه...
-
پدر
یکشنبه 17 شهریور 1398 19:25
رویای لطیف صبحدم بود پدر افسانه ای از خوردن غم بود پدر راز دل خود را ننمود او افشا بازیچه ی دستان ستم بود پدر
-
استبداد
یکشنبه 17 شهریور 1398 19:23
من بوده رها و او مرا استبداد افتاده به جانم و عذابم می داد تا آنکه به دام کرده هایش افتاد رنج من و شادیش نپائید زیاد .
-
با تو ای شعر
یکشنبه 17 شهریور 1398 19:22
با تو ای شعر زندگی کردم بوده پیچیده سادگی کردم تا تو بودی خیال من راحت کرده طغیان و بندگی کردم
-
بدون عشق
یکشنبه 17 شهریور 1398 19:22
هر زنده بدون عشق یک زندانیست در غیبت عشق زندگی پوشالیست ای خالق عالم ای خداوند ای عشق درمان غم از یاد شما خوشحالیست .
-
غیبت عشق
یکشنبه 17 شهریور 1398 19:21
در غیبت تو اسیر و زارم ای عشق با یاد تو شادی بهارم ای عشق چشمان من است و راه تو ، می آئی؟ جز تو غم دیگری ندارم ای عشق .
-
ای عشق
یکشنبه 17 شهریور 1398 19:20
با یاد تو سبزی بهارم ای عشق در بود تو شور مرغزارم ای عشق شادی و نشاط زندگانی هستی جز دوری تو غمی ندارم ای عشق.
-
عشق و نفرت
یکشنبه 17 شهریور 1398 19:19
من از تو عشق طلب میکنم تو نفرت، وای تبار نورم و هستی تو از شقاوت ، وای طلب ز خار ، گل هرکس کند نمی یابد حسین ع روشنی است و یزید ظلمت ، وای .
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 17 شهریور 1398 19:17
کم کم از نامردمی ها دست ها رو میشود تسویه از کار دزدان بی هیاهو میشود گفته اند مردم اگر چیزی کنون شد چیزها با عدالت باغ میهن سبز و خوشبو میشود https://t.me/ahmadyazdany
-
عشق عزیز
یکشنبه 17 شهریور 1398 19:12
ای عشق عزیز جایت اینجا خالیست دیدار تو ظاهراً خیالی واهیست پا بر سر چشم من بنه دنیایم در غیبت تو زخم فراقت کاریست
-
مردم
یکشنبه 17 شهریور 1398 19:11
دلداده ی مردمم و از آن شادم چون دهکده های کشورم آبادم جز مهر و محبّت خلایق عشقی ، ارزانی من نکرده است استادم .
-
شراب کهنه
پنجشنبه 17 مرداد 1398 16:44
دلی مانندت از آهن ندارم برای آتشت خرمن ندارم پر از دلتنگیم، افسوس افسوس شراب کهنه ، مردافکن ندارم .