-
کره زمین گرفتار بلا
سهشنبه 31 فروردین 1400 01:31
باشد کره زمین گرفتار بلا درمان مرض بدست دکتر و دوا تا ریشه کنی از این مرض در دنیا دستان دعای ما به درگاه خدا .
-
ماه رمضان
جمعه 27 فروردین 1400 23:46
-
جنگل
جمعه 6 فروردین 1400 21:41
می وزد باد صبا صبح ز کوی جنگل میشود شسته از او صورت و روی جنگل شده مه زنده ز هر شاخه و برگی ز درخت باز باران شده جاری و بسوی جنگل قصّه ی بوده و نابوده ی انسان ها هست مثل آبی که بود جاری جوی جنگل همه ی کرده و ناکرده ی ما باز آید زندگی جاری و عشق است چو بوی جنگل .
-
ارمغان بعثت
چهارشنبه 20 اسفند 1399 17:01
-
عید مبعث
چهارشنبه 20 اسفند 1399 16:56
-
شغالان
سهشنبه 1 مهر 1399 23:31
شغالان شیر را در بیشه تنها دیده اند اکنون زمان انتقام خود مهیّا دیده اند اکنون پلنگان با ابهّت زیر گوش ببرها گفتند شغالان را اسیر دست رویا دیده اند اکنون .
-
برگ خزان دیده
سهشنبه 11 شهریور 1399 18:48
من برگ خزان دیده ، تو گلهای شکوفا حسّم نکنی تا نگذاری به سرم پا پا بر سر جانم بگذارو بکن احساس اسرارِ پر از ناله ی در خِشّ و خِشم را
-
همه شاگرد در بتکده ی استادند
سهشنبه 11 شهریور 1399 18:44
-
سراب
جمعه 24 مرداد 1399 18:28
خداوندا زمان پیچ و تاب است بنای معرفت اکنون خراب است در این هنگامه ی بی غمگساری فقط نفرین دعای مستجاب است فرشته در اسارت دیو آزاد همان دیوی که نفس بی نقاب است شده درگیریش فرسایشی چون طمعکار و خراب و بدحساب است اگر حاکم شود بر روح و جانی محبّت یا که مهرش خود عذاب است گرفتارم در این اوضاع بغرنج برای اینکه ذاتم مثل آب...
-
سرباز صفر ژنرال است
یکشنبه 25 خرداد 1399 18:16
سرنوشتم چو توپ فوتبال است یک لگد سهم من بهر حال است می شود دائماً به من حمله خطّ آتش همیشه فعّال است حال و روزم شده تماشائی استرس حاکم بد اقبال است تب شده چون رفیق روزِ خوشی کارش آتش زدن به احوال است شکوِه ها دارم از خودم جدّداً قبله ام ظاهراً پر اشکال است ای خدا درد خود کجا ببرم؟ وقتی سرباز صفر ژنرال است عاجزم از...
-
خوب و بد
یکشنبه 25 خرداد 1399 17:52
یک نفر از ما نباشد جاودان مال را سنگر برای جان ندان دیر و زود آری ولیکن قطعی است قاصد مرگ از برای جانمان عاقل آماده برای مرگ خود نیست در فکر بهای مرگ خود می نشیند با خودش در خلوتش در خیال پست و بالای جهان دل اگر بندی به چیزی ترس هست ترس در ذات خودش یک درس هست دل نبند و وارهان خود را ز خود چون امانت بودن خود را بدان می...
-
قانون ۴ (مور ره حضرت سلیمانم)
دوشنبه 12 خرداد 1399 18:25
-
قانون ۳ (مور ره حضرت سلیمانم)
دوشنبه 12 خرداد 1399 18:23
-
قانون ۲ (مور ره حضرت سلیمانم)
دوشنبه 12 خرداد 1399 18:20
-
قانون ۱
دوشنبه 12 خرداد 1399 18:14
فی
-
نادان
یکشنبه 11 خرداد 1399 21:46
-
قفس
یکشنبه 11 خرداد 1399 21:44
-
گردش لوزان
یکشنبه 11 خرداد 1399 21:41
-
خدا کند
یکشنبه 11 خرداد 1399 21:39
-
معنی عشق
یکشنبه 11 خرداد 1399 21:37
-
ای عزیزان
یکشنبه 11 خرداد 1399 21:35
-
نغمه خوانی
یکشنبه 11 خرداد 1399 21:32
-
بانوان شاخص
چهارشنبه 7 خرداد 1399 03:07
بانوان خسته نباشید شما جهل از نام شما می ترسد دیو بیعرضگی و بیعاری در حضور رُختان می لرزد درس میگیرد هرآنکس که سرش برستون بدنش می ارزد تا شما بوده و هستید یقین جامعه با شب و بد می رزمد افتخار همه ی مردانید حرف حق مثل عسل می چسبد.
-
گل مذبله
یکشنبه 14 اردیبهشت 1399 20:58
آمد به دنیا در فضای سرد و ناپاکی آلوده شد روح و روانش در هوسناکی مانند گل در مزبله بالید و زیبا شد در دام او افتاد یاسی مظهر پاکی با صید خود برپا نمود او کاخ آمالش شد سرنگون در قعر خودخواهی به بیباکی چون پرتوقّع بود و از خودراضی و مغرور افتاد از عرشش درون برزخی خاکی باد جدائی ها به طوفانی بدل گشته در عاقبت درگیر با...
-
وحدت
یکشنبه 14 اردیبهشت 1399 20:52
از نِیـستان باز آوازی رسید از دل نی سوز با سازی رسید گفت مستان همره هم میشوند دشمنی را زیر پاها می بَرَند با نگاهی سوی اطراف خودم از نبود عاشقی رنجیده ام بازی تازه و فصلی تازه است درد دل بسیار و بی اندازه است روح و جان در جستجوی وحدت است دست خالق همره جمعیّت است .
-
پل ورسک ، والاتر اگنر
پنجشنبه 4 اردیبهشت 1399 20:19
والتِر اَگنِر مهندسِ اطریش داده جان بر سر تعهّد خویش دلِ پُل را شکسته از مرگش لوگموتیو را غمش بجان زد نیش ظاهراً از جهان خود دور است باطنش یک جهان و شاید بیش سوت بر پل عزای اگنرهاست خاک ایران دهد به دنیا کیش چه قشنگ است اینچنین مرگی دل غربت شود برایت ریش.
-
استاد اسرافیل شیرچی
شنبه 24 اسفند 1398 02:11
مهربانی که چو آتش به جهانم شده ای قبله گاه هنر و کعبه ی جانم شده ای بسته ای جان مرا با سر زنجیر غمت شده در بند تو و روح و روانم شده ای دوستت دارم و خوشحالی من تابشتان نور مهتاب شب کوچه ی جانم شده ای عاشقی عاشق دستان هنرمندیتان برتر از آینه ی مهر زمانم شده ای رفته ای در دل تاریخ خرد حضرت عشق به شکسته قلمت سرو چمانم شده...
-
با امید است زندگی شاداب
جمعه 23 اسفند 1398 00:12
سینه از خون دل چنان مرداب رنج مردم فراتر از خوناب نا امیدی چو نیزه از ابلیس میشود رو به هرطرف پرتاب دست شیطان همیشه در کار است از ترامپ است هر جنایت باب در زمین جز فساد و بدکاری نتوان دید از چنین ارباب دارم امّید تا زمین بخورد با امید است زندگی شاداب در چنین حال و روز ناجوری هر امیدی کند به پا اعجاب .
-
زندگی یخ زد از زیادی درد
شنبه 10 اسفند 1398 19:36
زندگی یخ زد از زیادی درد چشم هائی نشسته با دل سرد یکطرف لشکری ز میکروب و مرگ و سخن های بیخود از بیدرد سوی دیگر وطن و چشمی خیس ملّتی با خودش شده همدرد خاطرات وبا و طاعون ها آنفولانزا و آبله ، سر درد زنده شد در خیال خفته شهر راه حلّی برای فتح نبرد بازهم کرکسان و لاشخورها فکر نفعند خائنین ، خونسرد بیخبر بوده از تهِ قصّه...
-
سفر مرگ
شنبه 10 اسفند 1398 19:29
برای آدمیان مرگ کشت جان باشد سفر بگور چو رفتن به آسمان باشد برای یک سفر افسوس و آه بیهوده است زمان مرگ سرآغاز بودشان باشد سفر وسیله هدف مقصداست یک رویش برای دانه چرا کشتگه زیان باشد؟ کدام دانه به گِل رفت و شد تَهِ قصّه؟ چرا به آدمی اینگونه بد گمان باشد؟ نظر بگور بشر با خِرَد و عبرت کن ببر تو آیه ی قرآن که عشقشان باشد...